try to be happy

1.از بین تمام مردهای سریال گریز آناتومی من به Hunt و Derek  علاقه ی شدیدی دارم . Hunt  در دوران جوانی جراح ارتش بوده و خب هم از نظر ظاهری و هم از بابت نوع کاری که انجام میداده چیزی جز خشونت ازش انتظار نداری ،اما در کمال ناباوری میبینی که زیر این پوسته ی زمخت و خشن یک پسر کوچولوی مهربان و بااحساس و لطیف نشسته ... در قسمتی از سریال وقتی که کریستینا (همسرش) متوجه میشه حامله ست بهش میگه من نمیخوام مادر بشم و قصد نگه داشتن بچه رو ندارم ! اونجا باید چشم ها و قیافه ی Hunt  رو ببینی که چقدر ویران کننده ست ... مرد دوست داشتنی هستش ... نمیدونم چرا نسل این مردها در حال انقراضه ...

و Derek که به شکل دیگه ای برام جذاب بود ، بعدا شاید ازش بنویسم ...

2. نمیدونید چقدر از خودم و این لبخند گنده ای که همیشه بیرون از خونه روی صورتم هست بیزارم ! و شاید باورتون نشه که چند بار در روز باید به این سوال جواب بدم که : تو چرا اینقدر خوشحالی ؟! خصوصا در مواقعی که پست کشیک هستم و این لبخند گُنده برای همه سوال برانگیز میشه!!! 

3.چیزی نمونده تا به طور کامل کور بشم! اگر در خیابان توی چشمهاتون زل زدم ولی هیچ عکس العملی نشون ندادم بدونید که کور هستم و جز گردالی صورتتون چیز دیگه ای نمیبینم!(و همچنان با عینکش دست به یقه است)

4. شاید رشته ی نورولوژی ...

5.چیزی که در مورد دخترها در سریال های خارجی توجهم رو جلب میکته اینه که این جمله رو زیاد از زبونشون میشنوی :"I am trying to be happy" ، اینجا مشخصا از روابط رومانتیک صحبت میکنم ، اینکه درگیر یک رابطه میشن و براشون مهم نیست که آیا این کسی که در کنارشون ایستاده و دستشون رو گرفته واقعا همون نیمه ی گمشده شون هست و همونی هست که باید باشه یا نه! براشون مهم نیست که این آدم واقعا عاشقه یا نه؟ Happy بودن از هر چیز دیگه ای مهم تره! شاید بگید خودخواه هستند اما من میگم نه! "زنده" هستند و "زندگی" میکنند ...اگه طرف ازشون خسته شد و رهاشون کرد، ناراحت میشن ، چند روز گریه میکنند اما بعد از گذر دوره ی حادِ این غم دوباره برای happy بودن تلاش میکنند و دوباره دنبال کسی میگردند تا در کنارش شاد باشند ...  اونوقت ما ... تمام عمرمون رو unhappy میمونیم و زندگی نمیکنیم چون فکر میکنیم هنوز اونی که باید باشه رو پیدا نکردیم ، چون فکر میکنیم عشق چیز عجیب و غریب و منحصر به فردیه ، چون به نیمه ی گمشده معتقدیم و خب ... محکومیم به این سرنوشت تلخ ، یعنی تنها بودن و تنها گذراندن و تنها مُردن ... و در لحظه ی مرگ اینو به اطرافیانمون میگیم : 

...Love is a big lie! just try to be happy ... or you will lose your life

+ گفتم دخترها چون با افکار و احساسات و بینش جنس خودم آشنا هستم و میدونم که در این باره چقدر کمال طلب هستند و خیال های قشنگ میبافند ...نمیدونم نگاه جنس مرد به این موضوع چیه ...

About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان