دغدغه های این روزا ...

1. اگر پزشک عمومی بمونم و به جای بالا بردن درجه ی مدرکم و (شاید ) درآمدم ،تجربه های بیشتر کسب کنم و بیشتر برای خودم زندگی کنم چی میشه ؟ چرا هر کی از راه میرسه میپرسه رزیدنتی چی میخوای بخونی؟ 

2.زندگی بدون تشویش و نگرانی چه مزه ای میده؟

3.وقتی سی ساله شدم ،وقتی در حال ورق زدن کتاب زندگیم چشمم به آرزوهایی افتاد که رها شون کردم چه حالی خواهم داشت ؟

4.دلم برای دانشکده و خیابون های اطرافش تنگ شده ، من محیط دانشکده رو بر محیط بیمارستان ترجیح میدم ... واسه همینه که گاهی به MD-PHD بودن فکر میکنم 

5. چراغ ها رو امشب از ساعت 9 خاموش کردم ...چه نیازی به نور دارم ... خسته ام ..بذار بخوابم تا ابد ...

6.میدونی چی شد ؟ یهو یاد عمو فیضی افتادم ... مردی که با دستهاش دنیایی جادویی رو خلق میکرد و خدای دوران کودکی من بود ...شما عمو فیضی رو میشناسید؟

About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان