مگه بقیه ی آدما چیکار میکنن؟

خواستن توانستن نیست! فاصله ی زیادی بین خواستن تا توانستن وجود داره! راستش من یکی که فکر میکنم این جمله فقط تا 18 سالگی به درد آدم ها میخوره و نه بعدش ...مثلا خود من رو ببینید :

من میخواستم دختر قوی و مستقلی باشم ، میخواستم قدرتمند باشم ، میخواستم راهی رو انتخاب کنم که در "بهترین "بودنش شکی نیست ،میخواستم در مسیری که انتخاب کردم تیزرو ترین باشم و همه با انگشت اشاره من رو به هم نشون بدن... میخواستم تنهایی و بدون نیاز به آدم ها پیش برم و زندگی کنم و زندگیمو بسازم ... میخواستم قدم هام محکم باشه ...میخواستم حتی نوید بخش آدمها باشم ... میخواستم همه جا صحبت از پشتکار و قدرت و اراده ی من باشه ... 

اما نتونستم ...

الان هیچی نیستم ... الان به این نتیجه رسیدم که به شدت آسیب پذیر و حساس هستم ، الان میفهمم که نیاز دارم تا از من مراقبت بشه ، الان باید از پشت فرمون بلند شم و فرمون زندگیم رو به یکی دیگه بدم و خودم هم کنارش بشینم و از زیبایی جاده لذت ببرم و انتخاب مسیر رو به اون بسپرم ... اصلا شاید اینطوری زندگی کردن لذت بخش باشه ...مگه بقیه ی آدما چیکار میکنن؟

خب

من دارم ازدواج میکنم ، با مردی که عاشقش نیستم و بعید هم میدونم در این مسیر عشقی پیدا بشه ، مهم هم نیست ! مهم اینه که یک نفر از من مراقبت میکنه و همه ی تصمیمات رو اون میگیره و من فقط همراهیش میکنم .اینطوری استرس و فشار کمتری تجربه خواهم کرد و راحت زندگی میکنم و راحت میمیرم ... مگه چیه این زندگی که اینقدر سختش میگیریم ؟ مگه بقیه ی آدما چیکار میکنن؟ بذار این دو روزِ بی ارزش رو یکجوری بگذرونیم  ...

چطوره؟


About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان