Just a little less alone

we enter the world alone"
and we leave it  alone
?and every thing that happens in between
.we owe it to ourselves to find a little company
.we need help...we need support...otherwise we are in it by ourselves
...strangers
...cut off from each other
!and we forget just how connected we all are
so instead، we choose love...we choose life
"...and for a moment we feel just a little less alone


                            /Grey"s anatomy/
 

میسپارمت به باد ...

غروب جمعه را با من شریک شوید ...



ز دیده میروی اما نمیروی از یاد ...


۲

به یاد فرهاد...

زادروزت مبارک ...

 

+ مرد تنها /فرهاد( بدون هندزفری گوش بدید. صدای فرهاد باید تو خونه بپیچه)


 

 

۱

چرا نباید جراح بشوم!!

بعضی ها خیلی دوست دارند جراح بشن اما نمیشن ! این به دلیل تنبلی ، بی سوادی، بی علاقگی و یا ترسو بودنشون نیست ! دلیلش اینه که "حواس پرت" هستند! 
همین یک صفت ساده اما مشکل ساز باعث میشه از خیلی فرصت ها محروم بشن و حتی فکر امتحان کردن این فرصت ها به سرشون نزنه ! مثلا من نمیتونم جراح بشم ...چرا؟
چون همیشه حواسم پرته! 
وقتی میرم خرید ، از مغازه بیرون میام و میبینم یکی داره داد میزنه : خانوم خانوم این خریداتو جا گذاشتی!!!
آدرس ها رو یاد نمیگیرم و با دنبال کردن نوک بینی مقصد رو پیدا میکنم و در نهایت اونقدر دور خودم میچرخم تا بتونم برگردم!!!
وسایلم رو تو دانشگاه جا میذارم ...تقریبا نیمی از عمرم صرف رفت و آمد برای یافتن وسایل جا گذاشته ام میشه...
چندین بار پیش اومده که گوشیم رو توی بیمارستان جا گذاشتم !!!
ایستگاهی که باید از اتوبوس پیاده شم رو رد میکنم...
وقتی پیاده راه میرم حواسم نیست و یهو سرم میخوره به یه ستون ! یا اینکه شاخه ی درخت ها میره تو چشمم!!!
کتاب و کاغذامو تو کافه جا میذارم ...
و...
حالا تصور کن من جراح بشم ! ممکنه تیغ جراحی رو توی شکم مریض جا بگذارم! یا اینکه قلب مریض رو بیرون از بدنش جا بذارم!!!  چه اوضاعی میشه!!!



۱

آقایان بخوانند...

۶

هولاهوپ!!!

داشتم سعی می کردم حلقه زدن با هولاهوپ رو یاد بگیرم .کار خیلی سحتیه ...خواهرم که بلد بود سعی میکرد بهم یاد بده چطور حلقه بزنم ... بیش تر از دو سه دور حلقه روی کمرم نمیموند و سر میخورد میومد پایین ...
از خواهرم پرسیدم : موقعی که حلقه داره میچرخه و سعی دارم تعادلشو حفظ کنم باید روی کمرم تمرکز کنم یا روی حلقه ؟
خواهرم جوابی برای این سوال نداشت ... گفت اینو نمیشه با فکر کردن یاد گرفت ،مهارتش خود به خود و کم کم میاد دستت ...عین رانندگی کردن میمونه ...
...
راستی اگه حلقه ی هولاهوپ رو معادل چالش های زندگی در نظر بگیریم (بهتره به جای مشکلات بگیم چالش ها ،چون همونطور که هولاهوپ به فیتنس اندام کمک میکنه چالش های زندگی هم به فیتنس وجودمون کمک میکنند)حالا اگه این حلقه معادل چالش ها باشه، وقتی در حلقه ی چالش ها گیر میکنیم باید روی چالش تمرکز کنیم یا روی خودمون ؟؟؟ نکنه همونطور که خواهرم گفت قرار نیست با فکر و منطق جواب این سوال رو پیدا کنیم و کم کم به طور غیر ارادی و بر اثر تمرین زیاد قراره مواجهه با چالش ها رو یاد بگیریم ؟؟؟ اینطوری که کمرمون(مجاز از وجودمون) داغون میشه تا یاد بگیریم ...
آقا جان یه نفر جواب سوالم رو بده ... باور کنید اگه اینو بفهمم هولاهوپ رو هم یاد میگیرم :)

ناله؟

می فرمایند "این چیزناله ها چیه تو گوش میدی؟؟" :/

والا من فقط ناله گوش نمیدم ...مثلا الان واسه اینکه بتونم تا صبح بیدار بمونم و درس و مشقامو انجام بدم "آهو خانم بالا بلند ماه پیشونی ..."گوش میدم ،امتحان کنید جواب میده :)
 
 
 + دیوونه هم خودتی :))

من درد مشترکم ...مرا فریاد کن ....


empty!

!!!!I feel empty

...Tell me what to do

...Give me a piece of advice

About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان