چرا تیردُخت را میخوانید؟/بازنشر خرداد 97/خاطره بازی/ خواننده های خوب/ مرسی الهه :)

تقریبا یک سالی میشه که به بیان نقل مکان کردم و تا الان طبق آمار 43تا دنبال کننده(follower) دارم ، ولی حدس میزنم کمتر از ده نفر اینجا رو واقعا دنبال میکنند و پیگیر حال و احوال تیردخت هستند ،طبیعی هم هست که خونده نشم چون ماهیت اینجا صرفا روزنگاری و ثبت گفتگوهای درونی نگارنده ست! خودم هم تبلیغ و تلاشی برای کشوندن آدم ها به این صفحه نکردم چون خوندن این مهملات برای کسی سودی نداره ...

حالا روی من با اون اندک افراده ، اولا خیلی ممنونم از همراهیتون ...دوما سوالم اینه که چی باعث میشه اینجا رو بخونید ؟ ممنون میشم برام بنویسید . 

جهت کمک چند تا گزینه هم مینویسم :

1) صرفا جهت کنجکاوی! 

2) جهت آشنایی با رشته ی تحصیلی نگارنده 

3)داشتن دغدغه های مشترک با نگارنده 

4)نمیخونم فقط من باب رودربایستی با نگارنده اعلام حضور میکنم! 

5)...

شما بگید!

۲۳

عشقبازی به روایت من

میتوانی لب هایت را به لبه ی لیوان چایت بچسبانی و بوسه های داغش را با دل و جان پذیرا باشی. میتوانی اجازه بدهی باریکه ای از نور لطیف و دلچسب صبحگاهی وارد اتاقت بشود و پلک و مژه هایت را ببوسد تا بیدار شوی . میتوانی آسمان را در آغوش بگیری و سیر نشوی از وسعت و گرمای آغوشش . میتوانی از بوسه ی باران روی گونه هایت مست شوی . می توانی موهایت را به دست باد بسپاری . میتوانی دست روزها را بگیری و با هم پیش بروید و بروید تا تهِ بودن... می توانی شب ها جسمت را در اختیار نور لطیف و شورانگیز مهتاب قرار بدهی و تا صبح دلت قنج برود از نوازش ها و بوسه هایش روی تنت...

می بینی؟ عشقبازی به همین راحتی است ... 


+ از نوشته های قدیمی ، سیزدهِ خردادِ نود و شش

About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان